سقوط

جمعه 7 اردیبهشت 1397 ساعت 18:40


وقتی که گل در نمیاد سواری اینور نمیاد
کو ه و بیابون چی چیه؟
وقتی که بارون نمیاد ابر زمستون نمیاد
این همه ناودون چی چیه؟

حالا تو دست بی صدا دشنه ما شعر و غزل 
قصه مرگ عاطفه هوای خوب بغل بغل 

انگار با هم غریبه ایم خوبی ما دشمنیه
کاش منو تو می‏فهمیدیم اومدنی رفتنیه 

تقصیر این قصه ها بود 
تقصیر این دشمنا بود

اونا اگه شب نبودن سپیده امروز با ما بود
سپیده امروز با ما بود

برای تنهایی خودم دلم میسوزه 
قلب امروزی من خالی تر از دیروزه

کسی حرف منو انگار نمیفهمه

مرده...زنده...خواب و بیدار.....نمیفهمه

کسی تنهاییمو از من نمیدزده

درد مارو در و دیوار نمیفهمه

واسه ی تنهایی خودم دلم میسوزه

قلب امروزی من خالی تر از دیروزه...!

سقوط من در خودمه ، سقوط ما مثل منه


مرگ روزای بچگی از روز به شب رسیدنه


دشمنیا مصیبته،سقوط ما مصیبته،مرگ صدا مصیبته، مصیبته حقیقته،حقیقته مصیبته

تقصیر این قصه ها بود،تقصیر این دشمنا بود

اونا اگه شب نبودن سپیده امروز با ما بود

برچسب‌ها: شهیار قنبری، سقوط
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد