-
دنیا دار مکافات است
چهارشنبه 29 دی 1395 20:26
بترس! از او که سکوت کرد وقتى دلش را شکستى او تمام حرفهایش را جاى تو به خدا زد خدا خوب گوش میکند و خوب تر یادش مى ماند خواهد رسید روزى که خدا تمام حرفهاى او را سرت فریاد خواهد کشید و تو آن روز درک خواهى کرد چرا گفتند دنیا دار مکافات است...
-
طوقی
سهشنبه 28 دی 1395 17:07
بچه حلال زاده به دائیش می ره ... نه خیر .. انگار با دیفالم .. روتو برم .. آقا به روی مبارکشم نمیاره .. پرش بده بره .. این صاب مرده رو پرش بده بره .. نمیشه پرش داد .. باهاس اول جلدش کنم .. خیلی کفترات کم بودن یه بارکی همه خونه رو بکن سعله ..! این یه چیز دیگه س بی بی .. همه کفترام یه طرف .. این یه طرف .. بی بی این طوقیه...
-
بودن
دوشنبه 27 دی 1395 20:58
گر بدین سان زیست باید پست من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوائی نیاویزم بر بلند کاج خشک کوچه بن بست گر بدین سان زیست باید پاک من چه ناپاکم اگر ننشانم از ایمان خود، چون کوه یادگاری جاودانه بر تراز بی بقای خاک!
-
موشها و آدمها
جمعه 24 دی 1395 13:30
جان اشتاین بک ترجمه داریوش شاهین دو کارگر مزرعه به نامهای جرج و لنی در دوران رکود اقتصادی در کالیفرنیا به مزرعههای مختلفی برای کار کوچ میکنن. جرج فردی باهوش هس که باوجود عقب ماندگی لنی ازش محافظت میکنه و دوستی همراه با ترحمی نسبت بهش داره... لنی فوق العاده درشت هیکل ولی عقب ماندگی ذهنی و جنون کنترل نشده ای داره و...
-
ساحل دووِر
پنجشنبه 16 دی 1395 16:02
امشب دریا آرام است. مدّ دریا در اوج، مهتاب به زیبایی بر تنگه ها لمیده است؛ در سواحل فرانسه، نوری کورسوزنان ناپدید می شود؛ پرتگاه های ساحل انگلیس برپا ایستاده اند، نورانی گسترده، بر پهنه خلیج ساکن به کنار پنجره بیا، هوای شامگاهی بس دلپذیر است! تنها در راستای خط دراز کف آلودی آن جا که دریا به شن های سفید شده از مهتاب می...
-
wild tales
پنجشنبه 16 دی 1395 11:52
Directed by Damián Szifron ( + ) Argentina -2014 یه تصمیم اشتباه چقدر میتونه تو زندگی فاجعه بار بشه!
-
کتاب اشتیاق
چهارشنبه 15 دی 1395 16:20
لئونارد کوهن (1934 - 2016) ترجمه احسان مهتدی گزیده اشعاری از کتابهای «کتاب اشتیاق»، «جاادویه ای زمین»، «گل هایی برای هیتلر»، «قوای بردگان» و «شعرهایی پراکنده؛ گزیده ای از سایر آثار». کوهن شاعر ترنه سرا، خواننده و گاهی آهنگساز و نوازنده؛ اشعاری روان و ساده دارد عاشقانه و بعضا در دوره هایی که از افسردگی رنج میبرد...
-
Space Oddity
دوشنبه 13 دی 1395 16:57
David Bowie - Space Oddity ♫ سال ۱۹۶۹ میلادی مصادف بود با قدم گذاشـتن نیل آرمسترانگ به عنوان اولین انسان روی کره ماه، یک سال قبل از آن هم استنلی کوبریک فیلم استثنایی "۲۰۰۱ یک اودیسه ی فضایی" را بر اساس رمان معروف آرتور سی. کلارک روی پرده سینماها برده بود. تب فضـا و دنیاهای ناشناخته حسابی داغ بود و دیوید بوئی...
-
روی جاده ی نمناک
شنبه 11 دی 1395 22:47
اگر چه حالیا دیریست کان بی کاروان کولی ازین دشت غبار آلود کوچیده ست، و طرف دامن ازاین خاک دامن گیربرچیده ست: هنوز از خویش میپرسم آه چه می دیده ست آن غمناک روی جاده نمناک زنی گم کرده بویی آشنا،و آزار دلخواهی1؟ سگی ناگاه دیگر بار وزیده بر تنش گمگشته عهدی مهربان با او چنانچون پار یا پیرار2؟ سیه روزی خزیده در حصاری سرخ3؟...
-
غزل ۲۱۹ وحشی بافقی
شنبه 20 آذر 1395 15:36
پرسیدن حال دل ریشم بگذارید یک دم به غم و محنت خویشم بگذارید یاران به میان من و آن مست میآیید گر می کشد آن عربده کیشم بگذارید
-
راشومون
سهشنبه 9 آذر 1395 18:00
ریونوسوکه آکوتاگاوا ترجمه امیرفریدون گرکانی مجموعهای از 6 داستان کوتاه از نویسنده صاحب نام ژاپنی که شروع کننده موج تازه ای از داستان نویسی کوتاه در ژاپن بود. آکوتاگاوا داستانهای این مجموعه رو بر پایه روایات و افسانههای قدیم ژاپن نوشته و البته بعضیاشونم نسخهای تازه از نویسندگان دیگری است که نویسنده با دید و...
-
Raindrops
دوشنبه 8 آذر 1395 23:13
Shamrain - Raindrops ♫ The light is bleeding out of me نور از وجودم تراوش می کنه I can't close my eyes نمی تونم چشمام رو ببندم When tomorrow comes what's left of me? وقتی فردا بیاد، چی از من مونده؟ Is this the road I have to take? این جاده ایه که باید طی کنم؟ Why won't you come and save me چرا نمی آی و نجاتم نمی دی...
-
روستای ولش هیل
دوشنبه 8 آذر 1395 13:35
در دوردست ها، دورتر از دیدرس تو کرم جگر و زخم سم و کنه دنبه از درون، گوسفندان را می خورند گله گوسفندان در بولچ-ئی-فدون می چرخند مثل همیشه، با ترتیبی زمانتیک بر پس زمینه سنگ صیقلی در دوردست ها، دورتر از دیدرس تو خزه و لجن دودکش های سرد بخاری را پوشانده از شکاف های در چوبی، گزنه روئیده خانه های نانت-یر-ایرا ، خالی از...
-
درخت بادام
دوشنبه 8 آذر 1395 13:32
چراغ های سبز چونان برگ نعنا بود درختهایی از آهن تیره در برابرم برگ داده بود چنان که گویی آن شاهزاده خوشبختی هستم در جنگلی شاداب، که با سوت خود تابستان را فرا می خوانم و با اشاره سر، زمستان را پس می رانم.
-
ویکتور هوگو
جمعه 5 آذر 1395 13:31
از میان دو واژه انسان و انسانیت اولی در میان کوچه ها و دومی در لابلای کتابها سرگردان است.
-
نغمهای از آتش و یخ | بازی تاج و تخت کتاب اول قسمت اول
پنجشنبه 22 مهر 1395 22:32
جرج آر. آر. مارتین مترجم: میلاد بابانژاد ؛ مهرزاد جعفری چاپ دوم: 1394 نشر آذرباد، 400 ص در فانتزی حماسی مارتین و دنیایی ک ترسیم کرده تحولات عجیب و غریبی بسرعت در حال وقوع هس... در نگاه اول با خط داستانی قدرت و پادشاهی ک سهم عمده ای از موضوع رمان در دس داره و از سوی دیگر مواجهه و خطر موجوداتی ک فراتر از خیال و تصورات...
-
رفیقان
پنجشنبه 25 شهریور 1395 22:08
رفیقان دوستان ده ها گروهند که هر یک در مسیر امتحانند گروهی صورتک بر چهره دارند به ظاهر دوست اما دشمنانند گروهی وقت حاجت خاکبوسند ولی هنگام خدمت ها نهانند گروهی خیر و شر در فعلشان نیست نه زحمت بخش و نه راحت رسانند گروهی دیده ناپاکند هشدار نگاه خود به هر سو می دوانند بر این بی عصمتان ننگ جهان باد که چون خوکند و بد بدتر...
-
لمس تن تو
پنجشنبه 25 شهریور 1395 13:27
لمس تن تو شهوت است و گناه حتی اگر خدا عقدمان را ببندد... داغی لبت جهنم من است حتی اگر فرشتگان سرود نیکبختی بخوانند...
-
پریا
یکشنبه 21 شهریور 1395 22:09
یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود لخت و عور تنگ غروب سه تا پری نشسه بود. زار و زار گریه می کردن پریا مث ابرای باهار گریه می کردن پریا. گیس شون قد کمون رنگ شبق از کمون بلن ترک از شبق مشکی ترک. روبروشون تو افق شهر غلامای اسیر پشت شون سرد و سیا قلعه افسانه پیر. از افق جیرینگ جیرینگ صدای زنجیر می اومد از عقب از توی برج شبگیر...
-
اسکار وایلد
جمعه 29 مرداد 1395 13:24
هر چیزی باید از درون خود آدم بجوشد . گفتن چیزی به کسی که آن را احساس نمی کند و توانایی فهمش را ندارد بی فایده است. از اعماق / اسکار وایلد
-
به یاد مادر
یکشنبه 3 مرداد 1395 10:38
تهیه و تدوین: حسین دهشکار فراهانی چاپ اول 1382 ، 104 صفحه ناشر: راه ظفر مجموعه ترانههایی از شاعرانی همچون سعدی، حافظ، خیام، مولانا، سنایی، عطار، فردوسی، سهراب سپهری، نیما یوشیج، احمد شاملو، مزدک، چتر نور، اردلان سرافراز و حبیب محبیان...این کتاب رو از خیلی وقت پیش که دقیقا" یادم نمیاد تو کتابخونه داشتم و حالا با...
-
آرتور شوپنهاور
شنبه 2 مرداد 1395 13:24
ما چنان زندگی میکنیم که گویی همواره در انتظار چیزی بهتر هستیم، حال آنکه اغلب آرزو میکنیم، ای کاش گذشته بازگردد...
-
علیرضا روشن
جمعه 1 مرداد 1395 13:20
باید خودم را ببرم خانه... باید ببرم صورتش را بشویم... ببرم دراز بکشد... دلداری اش بدهم که فکر نکند... بگویم که می گذرد... که غصه نخورد... باید خودم را ببرم بخوابد... من خسته است...
-
قول | فاتحهای بر رمان پلیسی
پنجشنبه 17 تیر 1395 14:05
نویسنده: فریدریش دورنمات مترجم: س.محمود حسینی زاد چاپ پنجم: 1395 نشر ماهی ، 192 ص جیبی ، 8000 تومان کارآگاه ماتئی با اینکه بیش از پنجاه سال ندارد، در آستانهی بازنشستگی است. ماتئی کارآگاهی متکی به فکر و بسیار توانمند است و همکارانش آنچنان از توانایی وی در اعجابند که اسمش را گذاشتهاند «ماتِ اتومات». در آخرین روزِ...
-
سوءظن
چهارشنبه 16 تیر 1395 16:44
نویسنده: فریدریش دورنمات مترجم: س.محمود حسینی زاد چاپ سوم: 1393 نشر ماهی ، 167 ص جیبی ، 5000 تومان ادامه ای بر سرگذشت بازرس برلاخ از کتاب قاضی و جلادش ... این بار برلاخ روی تخت بیمارستان با مرگ دست و پنجه نرم میکند و آخرین روزهای زندگی خودش رو در حال گذران هست ک در یکی از روزها با در دست گرفتن مجله لایف خودش را مشغول...
-
ﻋﺒﺎس ﮐﯿﺎﺭﺳﺘﻤﯽ
سهشنبه 15 تیر 1395 13:16
ﯿﺰﺍﺭﻡ ﺍﺯ ﺯﺑﺎﻥ ﺯﺑﺎﻥ ﺗﻠﺦ ﺯﺑﺎﻥ ﺗﻨﺪ ﺍﺯ ﺯﺑﺎﻥ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺍﺯ ﺯﺑﺎﻥ ﮐﻨﺎﯾﻪ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺳﺨﻦ ﺑﮕﻮ... ﻋﺒﺎﺱ ﮐﯿﺎﺭﺳﺘﻤﯽ ۱۳۱۹ - ۱۳۹۵
-
خانه ام ابری است
جمعه 13 فروردین 1395 13:13
خانه ام ابری است یکسره روی زمین ابری است با آن . از فراز گردنه ، خرد و خراب و مست باد می پیچد . یکسره دنیا خراب از اوست. وحواس من . آی نی زن ، که تو را آوای نی برده است دور از ره کجایی؟ خانه ام ابری ست اما ابر بارانش گرفته است. در خیال روزهای روشنم کز دست رفتندم ، من به روی آفتابم می برم در ساحت دریا نظاره. و همه دنیا...
-
1395
یکشنبه 1 فروردین 1395 13:11
-
طرح
جمعه 9 بهمن 1394 13:07
شب با گلوی خونین خوانده ست دیرگاه. دریا نشسته سرد. یک شاخه در سیاهی جنگل به سوی نور فریاد می کشد.
-
فروغ فرخزاد
سهشنبه 8 دی 1394 13:02
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﯽ ﺗﻔﺎﻭﺗﯽ ﻓﮑﺮﻫﺎ ﻭ ﺣﺮﻑ ﻫﺎ ﻭ ﺻﺪﺍﻫﺎ ﻣﯽ ﺁﯾﻢ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﻪ ﻻﻧﻪ ﯼ ﻣﺎﺭﺍﻥ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺟﻬﺎﻥ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺻﺪﺍﯼ ﺣﺮﮐﺖ ﭘﺎﻫﺎﯼ ﻣﺮﺩﻣﯽ ﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﮐﻪ ﺗﺮﺍ ﻣﯽ ﺑﻮﺳﻨﺪﺩﺭ ﺫﻫﻦ ﺧﻮﺩ ﻃﻨﺎﺏ ﺩﺍﺭ ﺗﺮﺍ ﻣﯽ ﺑﺎﻓﻨﺪ..