احساسات و شرح حال ی سی ساله قابل توضیح نیست. البته تا این حد رسیده باشی همه چی روشنه یا در آتشی یا گلستان فکر نکنم حد وسطی باشه...
هیچ وقت عشق، محبت، رفاقت و هیچ چیز با ارزش دیگری را از کسی گدایی نکن، چون معمولا" چیز با ارزش را به گدا نمی دهند.

-تو باید این احتمال رو در نظر بگیری که خدا دوستت نداشته باشه، هرگز نخواستت . احتمالا ازت متنفره. این بدترین چیزی نیست که ممکنه اتفاق بیفته. ما به خدا نیازی نداریم. گور پدر لعنت شدگی، گور پدر رستگاری. ما بچه های ناخواسته خدا هستیم؟
-وقتی که همه چی رو از دست میدیم اون وقته که آزادیم تا هرکاری بکنیم.
my rating: 10/10
سرزمین جالبی داریم. ما در کدام قطب این سرزمین قرار میگیریم که باید برای چاپ صد صفحه کتاب ده سال سر و کله بزنیم آنوقت چند نفر سیمیلیارد دلار از این کشور برمیدارند و میروند و گفته میشود بیست میلیارد هم بیشناسنامه گم است!
ما ملت کتکخورده و گمشدهای در دالان تاریخ هستیم...
وقتی که گل در نمیاد سواری اینور نمیاد
کو ه و بیابون چی چیه؟
وقتی که بارون نمیاد ابر زمستون نمیاد
این همه ناودون چی چیه؟
حالا تو دست بی صدا دشنه ما شعر و غزل
قصه مرگ عاطفه هوای خوب بغل بغل
انگار با هم غریبه ایم خوبی ما دشمنیه
کاش منو تو میفهمیدیم اومدنی رفتنیه
تقصیر این قصه ها بود
تقصیر این دشمنا بود
اونا اگه شب نبودن سپیده امروز با ما بود
سپیده امروز با ما بود
برای تنهایی خودم دلم میسوزه
قلب امروزی من خالی تر از دیروزه
کسی حرف منو انگار نمیفهمه
مرده...زنده...خواب و بیدار.....نمیفهمه
کسی تنهاییمو از من نمیدزده
درد مارو در و دیوار نمیفهمه
واسه ی تنهایی خودم دلم میسوزه
قلب امروزی من خالی تر از دیروزه...!
سقوط من در خودمه ، سقوط ما مثل منه
مرگ روزای بچگی از روز به شب رسیدنه
دشمنیا مصیبته،سقوط ما مصیبته،مرگ صدا مصیبته، مصیبته حقیقته،حقیقته مصیبته
تقصیر این قصه ها بود،تقصیر این دشمنا بود
اونا اگه شب نبودن سپیده امروز با ما بود

اگر خدا عمر بدهد که این وطن جذاب و عزیز را به قدری آباد کنم، که حتی خائنان راحت طلب سست عنصر و عیاش هم آنرا ترک نگویند و خارجه را بر آن ترجیح ندهند...
سفرنامه خوزستان. صفحه ۹۷
میخواهم بمیرم
میخواهم میلیاردها بار بمیرم
و در جهانی برخیزم
که در آن هر انسانی
بیش از یک بار نمیرد.