شبگرد

شبگرد

Nothing Else Matters
شبگرد

شبگرد

Nothing Else Matters

سی

احساسات  و شرح حال ی سی ساله قابل توضیح نیست. البته تا این حد رسیده باشی همه چی روشنه یا در آتشی یا گلستان فکر نکنم حد وسطی  باشه...

هیچ وقت

هیچ وقت عشق، محبت، رفاقت و هیچ چیز با ارزش دیگری را از کسی گدایی نکن، چون معمولا" چیز با ارزش را به گدا نمی دهند.

طلوع

با آن که می‌دانم

در پی صبح

شب باز خواهد آمد،

با این همه، طلوع آفتاب

چه نفرت‌آور است، دریغا!

Fight Club

-تو باید این احتمال رو در نظر بگیری که خدا دوستت نداشته باشه، هرگز نخواستت . احتمالا ازت متنفره. این بدترین چیزی نیست که ممکنه اتفاق بیفته. ما به خدا نیازی نداریم. گور پدر لعنت شدگی، گور پدر رستگاری. ما بچه های ناخواسته خدا هستیم؟ 


-وقتی که همه چی رو از دست میدیم اون وقته که آزادیم تا هرکاری بکنیم.

my rating: 10/10

ناصر ملک مطیعی

غلام ژاندارم ...

۱۳۰۹ -۱۳۹۷

ازدواج

ازدواج 
مثل بازار رفتن است
تا پول
و احتیاج 
و اراده نداری
بازار نرو ......

محمود دولت آبادی

سرزمین جالبی داریم. ما در کدام قطب این سرزمین قرار می‌گیریم که باید برای چاپ صد صفحه کتاب ده سال سر و کله بزنیم آن‌وقت چند نفر سی‌میلیارد دلار از این کشور برمی‌دارند و می‌روند و گفته می‌شود بیست میلیارد هم بی‌شناسنامه گم است!

ما ملت کتک‌خورده و گمشده‌ای در دالان تاریخ هستیم...

Hayao Miyazaki

دژ متحرک هاول: داشتن یه قلب توی سینه، مسئولیت خیلی سنگینیه

رومن رولان

آنچه از همه 

دردناکتر است

فقر و بیماری نیست


بیرحمی مردم

نسبت به یکدیگر است...

سقوط


وقتی که گل در نمیاد سواری اینور نمیاد
کو ه و بیابون چی چیه؟
وقتی که بارون نمیاد ابر زمستون نمیاد
این همه ناودون چی چیه؟

حالا تو دست بی صدا دشنه ما شعر و غزل 
قصه مرگ عاطفه هوای خوب بغل بغل 

انگار با هم غریبه ایم خوبی ما دشمنیه
کاش منو تو می‏فهمیدیم اومدنی رفتنیه 

تقصیر این قصه ها بود 
تقصیر این دشمنا بود

اونا اگه شب نبودن سپیده امروز با ما بود
سپیده امروز با ما بود

برای تنهایی خودم دلم میسوزه 
قلب امروزی من خالی تر از دیروزه

کسی حرف منو انگار نمیفهمه

مرده...زنده...خواب و بیدار.....نمیفهمه

کسی تنهاییمو از من نمیدزده

درد مارو در و دیوار نمیفهمه

واسه ی تنهایی خودم دلم میسوزه

قلب امروزی من خالی تر از دیروزه...!

سقوط من در خودمه ، سقوط ما مثل منه


مرگ روزای بچگی از روز به شب رسیدنه


دشمنیا مصیبته،سقوط ما مصیبته،مرگ صدا مصیبته، مصیبته حقیقته،حقیقته مصیبته

تقصیر این قصه ها بود،تقصیر این دشمنا بود

اونا اگه شب نبودن سپیده امروز با ما بود

بگو به ایرانم...

اگر خدا عمر بدهد که این وطن جذاب و عزیز را به قدری آباد کنم، که حتی خائنان راحت طلب سست عنصر و عیاش هم آنرا ترک نگویند و خارجه را بر آن ترجیح ندهند...

سفرنامه خوزستان. صفحه ۹۷

ژاک پره ور

می‌خواهم بمیرم

می‌خواهم میلیاردها بار بمیرم

و در جهانی برخیزم

که در آن هر انسانی

بیش از یک بار نمیرد.