شبگرد

شبگرد

Nothing Else Matters
شبگرد

شبگرد

Nothing Else Matters

آینه

رو میکنم به آینه
رو به خودم داد میزنم
ببین چقدر حقیـــر شده
اوج بلنـــد بودنم
رو میکنم به آینه
من جای آینه میشکنم
رو به خودم داد میزنم
این آینه است یا که منم
من و ما کم شده ایم
خسته از هم شده ایم
بنده ی خاک، خاک ناپاک
خالی از معنای آدم شده ایم
رو میکنم به آینه
رو به خودم داد میزنم
ببین چقدر حقیـــر شده
اوج بلنـــد بودنم
دنیا همون بوده و هست
حقارت از ما و منه
وگرنه پیش کائنات
زمین مثل یه ارزنه
زمین بزرگ و باز نیست
دنیا یه رمز و راز نیست
به هر طرف رو میکنم
راه رهایی باز نیست
من و ما کم شده ایم
خسته از هم شده ایم
بنده ی خاک، خاک ناپاک
خالی از معنای آدم شده ایم
دنیا کوچیکتر از اونه
که ما تصور میکنیم
فقط با یک عکس بزرگ
چشمامون و پر میکنیم
به روز ما چی اومده
من و تو خیلی کم شدیم
پاییز چقدر سنگینی داشت
که مثل ساقه خم شدیم
من و ما کم شده ایم
خسته از هم شده ایم
بنده خاک، خاک ناپاک
خالی از معنای آدم شده ایم
رو میکنم به آینه
رو به خودم داد میزنم
ببین چقدر حقیـــر شده
اوج بلنـــــد بودنم
رو میکنم به آینه
من جای آینه میشکنم
رو به خودم داد میزنم
این آینه است یا که منم

زن رؤیایی

زنی که در رؤیا با تو نرد عشق باخت که بود؟

چیزهایی که در رؤیا هستند کجا می‌روند؟
آیا وارد رؤیای دیگران می‌شوند؟

سرنوشت

فالگیر می‌شناسین ی چیزایی از سرنوشت من بگه؟ اگه چرت و پرت هم بگه باز قبول. حوصله ندارم تا تهش برم :))

تقصیر

ولی من تحقیق کردم

همیشه، همه جا، همه‌چی تقصیر منه.


منبع؟

باد وحشی است

برای قایق های بی‌هدف موج‌ها تصمیم می‌گیرند.


منبع؟

غزل شماره ۱۲۹ حافظ

اگر نه باده غم دل ز یاد ما ببرد

نهیب حادثه بنیاد ما ز جا ببرد


اگر نه عقل به مستی فروکشد لنگر

چگونه کشتی از این ورطه بلا ببرد


فغان که با همه کس غایبانه باخت فلک

که کس نبود که دستی از این دغا ببرد


گذار بر ظلمات است خضر راهی کو

مباد کآتش محرومی آب ما ببرد


دل ضعیفم از آن می‌کشد به طرف چمن

که جان ز مرگ به بیماری صبا ببرد


طبیب عشق منم باده ده که این معجون

فراغت آرد و اندیشه خطا ببرد


بسوخت حافظ و کس حال او به یار نگفت

مگر نسیم پیامی خدای را ببرد

غزل شماره ۳۷۷ حافظ

ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم

غم هجران تو را چاره ز جایی بکنیم


دل بیمار شد از دست رفیقان مددی

تا طبیبش به سر آریم و دوایی بکنیم


آن که بی جرم برنجید و به تیغم زد و رفت

بازش آرید خدا را که صفایی بکنیم


خشک شد بیخ طرب راه خرابات کجاست

تا در آن آب و هوا نشو و نمایی بکنیم


مدد از خاطر رندان طلب ای دل ور نه

کار صعب است مبادا که خطایی بکنیم


سایه طایر کم حوصله کاری نکند

طلب از سایه میمون همایی بکنیم


دلم از پرده بشد حافظ خوشگوی کجاست

تا به قول و غزلش ساز نوایی بکنیم

سکوت

همیشه افراد ساکت را دوست داشته ام

هیچگاه نمی‌فهی که

درحال رقصیدن در رویای خود هستند

یا دارند سنگینی بار هستی را به دوش می‌کشند.

The Empty Flow

https://s20.picofile.com/file/8442858342/Front.jpg

Shamrain - The Empty Flow ♫

this garden will never bloom
the moments that shone are far
this ocean no longer blue
conceals all beauty
drowns us in gloom
pale ghosts in the shadows
dead faces in the water
barren s***es left behind
melt into waves
in the empty flow
everlasting stains
a quiet solitude
tension wanes within
i am as empty as the ocean

the promises i made for you
part from the seams too soon
pipe-dreams torn apart
slowly pass on
vanish for good
vanish for good

the world is tranquil now
close your weary eyes
let sleep wash away
this desolate reality
tell you a fairy tale
tell realities apart
this is our haven
within this quiet room
you'll be safe
until the dreams escape
the dreams always escape

am i still alive?

Holding The Earth

https://s20.picofile.com/file/8442857868/Holding_The_Earth.jpg
Can you ease up
For a while now
Before you burn out
For holding the earth
On your own
I am not that strong
But i think i can carry on
For some time
Together we will
Hold the earth
I have lost my faith
I'm just holding on
You know i used to be strong
But every waken hour
I'm scared we will fall
We can't hold it anymore
We can't hold the earth
Anymore

Your Eyes Open

Keane - Your Eyes Open ♫


Well it's a lonely road that you have chosen,
Morning comes and you don't want to know me anymore,
And it's a long time since your heart was frozen,
Morning comes and you don't want to know me anymore,
For a moment your eyes open and you know,
All the things I ever wanted you to know,
I don't know you and I don't want to,
Till the moment your eyes open and you know,

That it's a lonely place that you have run to,
Morning comes and you don't want to know me anymore,
And it's a lonely end that you will come to,
Morning comes and you don't want to know me anymore,

For a moment your eyes open and you know,
All the things I ever wanted you to know,
I don't know you and I don't want to,
Till the moment your eyes open and you know,

For a moment your eyes open and you know,
All the things I ever wanted you to know,
I don't know you and I don't want to,
Till the moment your eyes open and you know,

رفتن

وقتی می‌مانی و می‌بخشی

فکر می‌کنند رفتن را بلد نیستی

باید به آدم‌ها از دست دادن را متذکر شد

آدم‌ها همیشه نمی‌مانند

یک جا در را باز می‌کنند

و برای همیشه می‌روند...

منبع: ؟