
ویراستار: دیوید کاب
برگردان: ع.پاشایی و نسترن پاشایی
چاپ اول، 1390 ، 96 صفحه
چاپ و نشر نظر، 6500 تومان
در کتاب هایکو مقدمهای کوتاه ولی روشن کننده از شعر اصیل و ناب ژاپنی haiku میخوانیم: آدم می تواند چیزهای مهمی دربارهی هایکوی ژاپنی بداند بدون اینکه احساسی به آنها داشته باشد؛ و آدم میتواند هایکو را خیلی عمیق احساس کند بدون آنکه چیزهای زیادی دربارهی آن بداند___دروننگری گاهی بینش های مهمی به ما میدهد. اما میتوانیم خوانندهی مان را کسی تصور کنیم که میخواهد این هر دو را بداند، یعنی هم از هایکو چیزی بداند و هم چیزی احساس کند. بنا بر این، این مقدمه با طحی از تاریخ و تکامل هایکو در ژاپن شروع می کند و به سمت ادراک کیفیتهای زیبایی شناختی آن حرکت می کند.
در ادبیات ژاپنی شعرهایی هست که تاریخش به قرن دوازدهم میرسد و ما آن را هایکوُ haiku میدانیم، اما در اواخر قرن نوزدهم بود که اصطلاح هایکوُ عملا به هر یک از شعرهای این فاصله هفتصد ساله اطلاق شد. علتش اینست که هایکو بهتدریج تقریبا به شکل یک بازده جنبی فعالیتهای شعری دیگر، خصوصا رنگا تکامل پیدا کرد. ص7
در ادامه مطالب کتاب، شعرهای هایکویی در قالب فصل های چهارگانه گنجانده شده و البته تصاویر زیبا و مصور، مشخصاً حجم زیادی از کتاب را بهخود اختصاص میدهند. فصل پایانی کتاب هم مربوط به یادداشتهای زندگینامهیی از هایکوسرایان نامی ژاپنی است.
آقای پاشایی به همراه احمد شاملو از جمله اولین هایکوشناسان فارسی زبان بودند که در کتابی "هایکو شعر ژاپنی از آغاز تا امروز" نخستین بار دست به ترجمه و تفحص در هایکو زدند. کتاب هایکوی احمد شاملو (+) دوهزار هایکو درخود دارد، مرجع خوب و کاملی از شعر هایکو است.
+کتاب هایکو از ژاپنی به فارسی برگردانده شده اما متن ژاپنی و انگلیسی را همراه خود دارد.
+در دست گرفتن و خواندن این کتاب به لحاظ مصور بودن و کاغذ نفیس احساس خوبی به آدم میداد، لذا مالکیتش بجاست و گزینه مناسبی برای هدیه دادن به مخاطب خاص است!
+++
در سایهی شکوفه های گیلاس / هیچ کس / کاملاً غریبه نیست...
رگبار تابستانی / زنی تنها نشسته / به بیرون نگاه می کند
پرهای علف مرغزار / لرزشهای تنهایِ / دلی تنها
بازی درناها / پروازکنان تا ابرها / اولین برآمدنِ آفتابِ سال...
صادق چوبک
چاپ دوم، 1352 ، 400 صفحه
انتشارات جاویدان

فرانتس کافکا
ترجمه علی اصغر حداد
چاپ دوم، 1388، 272 صفحه
نشر ماهی، 4200 تومان

نویسنده: سیمون دوبووار
مترجم: مجید امین موید
چاپ اول: 1391
تعداد صفحات: 96 ص
انتشارات نگاه ، 3000 تومان

شاعر: علیرضا روشن
چاپ پنجم: پاییز 1391
تعداد صفحات: 112 ص
نشر آموت ، 4000 تومان

نویسنده: هاروکی موراکامی
مترجم: علی حاجی قاسم
چاپ اول: 1391
تعداد صفحات: 160 ص
انتشارات نگاه ، 5000 تومان

نویسنده: فریدریش دورنمات
مترجم: س.محمود حسینی زاد
چاپ سوم: 1389
تعداد صفحات: 157 جیبی
نشر ماهی ، 2000 تومان

نویسنده: محمود دولت آبادی
چاپ اول(قطع جیبی): 1387
انتشارات فرهنگ معاصر

گل محمد و یارانش به جنگ با ارباب ها و خان ها که دهقانان فقیر و عشایر را مطیع خود کرده اند و از آن ها سوءاستفاده می کنند می پردازند. افسانه ها پیرامون گل محمد و یاران مسلحش به سرعت در سرتاسر منطقه می پیچد و گل محمد که اندک اندک به چهره ای محبوب نزد مردم تبدیل می شود، در نقش قهرمان آنان ظاهر می شود. در روستاها جلسات شبانه برای همقسم کردن رعیت ها برای مقابله با حق کشی اربابان شکل می گیرد و نامه های حزب توده در میان اهالی روستاها پخش می شود. در یکی از این جلسات، اهالی متوجه به حریق کشیدن کشتزارهای گندم می شوند، بهمین جهت ستار و بلخی بهمراه علی خاکی از اهالی معترض قلعه چمن دستگیر می شوند و نقشه هایشان تا حدودی برای عملی شدن نبرد تیره و تار می شود...
***
«گرچه مردمی که زندگانیشان در مداری بسته گرفتار است، در گشودن زبان و دل، شیوه ای بس سنجیده و به حزم دارند.»
«بزرگترین حسن زن همین است که می تواند مرد را به شوق درآورد. بزرگترین عیب زن هم این است که می تواند مرد را به بیزاری بکشاند. زن است، دیگر»
«برای اینکه یک مردمی را به زانو در بیاورند، اول استقلالش را می دزدند؛ و برای اینکه استقلال یک مردمی را بتوانند بدزدند، آن مردم را به خود محتاج می کنند. با این احتیاج وامانده است که آدم خودش را از دست می دهد، خوار و زبون می شود و به غیر خودی وابسته می شود؛ و نوکر می شود، و مثل کفش پای آنها، مثل نی سیگار آنها،و حتی مثل تیغه شمشیر آنها که وقتی لازم باشدگردن برادر خود، گردن زن و فرزند خود را هم می زند.»
«هنر چیزیست که نه گم می شود و نه دزد آن را می تواند بدزدد.»
«ما را مثل عقرب بار آورده اند؛مثل عقرب!ما مردم صبح که سر از بالین ورمی داریم تا شب که سر مرگمان را می گذاریم، مدام همدیگر را می گزیم. بخیلیم؛بخیل! خوشمان می آید که سر راه دیگران سنگ بیندازیم؛ خوشمان می آید که دیگران را خوار و فلج ببینیم. اگر دیگری یک لقمه نان داشته باشد که سق بزند، مثل این است که گوشت تن ما را می جود. تنگ نظریم ما مردم. تنگ نظر و بخیل. بخیل و بدخواه. وقتی می بینیم دیگری سر گرسنه زمین می گذارد، انگار خیال ما راحت تر است.وقتی می بینیم کسی محتاج است، اگر هم به او کمک کنیم، باز هم مایه خاطر جمعی ما هست. انگار که از سرپا بودن همدیگر بیم داریم!»
پ.ن: این روزها درگیر دروس ارشد و آزمون های استخدامی هستم و اجبارا کمتر، دیگر کتاب ها رو می خونم!
مترجم: مهدی سرحدی
چاپ اول: 1386
تعداد صفحات: 128 فارسی-عربی
نشر کلیدر ، 1750 تومان
نزار خیلی زود به این حقیقت ایمان آورد که شعر و خیزش دو روی یک سکه اند و شعری که فریاد برنیاورد و پایه های تخت ستم پیشگان را به لرزه نیفکند، شعر نیست. او واژگان خود را به گلوله بدل کرد تا با آن، از کرامت و عزت امت دفاع کند و شکوه از دست رفته را به آن بازگرداند. نزار برای مردم زیست و در شعر و نثر خود، با دغدغه و اندوه آنان گریست و سروده هایش که از دل برآمده بود، با استقبالی کم نظیر مواجه شد. کمتر شاعری را می توان یافت که مانند او، بر فرهنگ و زبان عربی معاصر تاثیرگذارده و در میان مردم چنین محبوبیتی کسب کرده باشد. خود او در این باره می گوید: من در همه جا ممنوعم؛ پس... مرا در همه جا می خوانند..! از مقدمه مترجم
شاعر: نزار قبانی
مترجم: احمد پوری
چاپ ششم: 1388
تعداد صفحات: 101
نشر چشمه، 2000 تومان
شعر نزار قبانی شعر انسانی است و درست به این سبب در مفهوم وسیع تر متعهد است. او از بی عدالتی ها و رنج و تحقیر انسان ها درد می کشد. با آن ستیز می کند. اشعار عاشقانه او در اوج خود متعهد است و شعرهای سیاسی اش در نهایت عاشقانه است، زیرا شور و اشتیاق او برای بهروزی انسان و خشم و نفرت او از پدید آورندگان تیره روزی، مایه اصلی این اشعار است. از پیشگفتار مترجمدر زبان فارسی شعر نزار قبانی توسط مترجم های مختلفی از جمله مهدی سرحدی، موسی بیدج، یغما گلروبی،رضا طاهری، موسی اسوار و احمد پوری ترجمه شدن و این اشعار در ایران طرفداران زیادی رو به خودش جذب کرده. شخصا شعر دوازده گل سرخ بر موهای بلقیس رو بیشتر پسندیدم.
شعر دریایی
در بندر آبی چشمانت
باران رنگ های آهنگین می وزد
خورشید و بادبان های خیره کننده
سفر خود را در بی نهایت تصویر میکنند
در بندر آبی چشمانت
پنجره ایست
گشوده به دریا
پرندگانی در دور دست
به جستوی سرزمینهای به دنیا نیامده
در بندر آبی چشمانت
برف در تابستان میآید
کشتیهایی با بار فیروزه
که دریا را در خود غرقه میسازند
بی آنکه خود غرق شوند
در بندر آبی چشمانت
بر صخره های پراکنده می دوم چون کودکی
عطر دریا را به درون می کشم
و خسته باز می گردم چون پرنده ای.
در بندر آبی چشمانت
سنگ ها آواز شبانه می خوانند.
در کتاب بسته ی چشمانت
چه کسی هزار شعر پنهان کرده است؟
ای کاش، ای کاش دریانوردی بودم
ای کاش قایقی داشتم
تا هر شامگاه در بندر آبی چشمانت
نویسنده: آنتوان دوسنت اگزوپری
مترجم: بابک اندیشه
چاپ هفتم: 1390
تعداد صفحات: 104
نشر هنر پارینه و نشر ماهابه، 2500 تومان
کودکی که راوی داستان او را شازده کوچولو می نامد از سیاره کوچکی به اسم ب 612 اومده. راوی که هواپیمایش سقوط کرده در بیابانی شازده رو می بینه و باهاش دوست و همکلام میشه و خاطرات و پرسش های شازده رو از جهان هستی و انسان های زمینی مرور میشه...
از آخرین آثار نویسنده هست که در سال 1943 منتشر شد. کتاب حاضر پرفروش ترین کتاب تک جلدی همه دوره هاست و ترجمه هایی که ازش شده به بیشتر از 200 زبان میرسه.
اگر تابحال شازده کوچولو رو نخوندید و فکر می کنید تنها برای کودکان و مختص خودشون نوشته شده سخت در اشتباه هستید، چراکه اگزوپری در این اثر محبوب تمام فلسفه و تجربیات خودشو در بکاربردن افکار انسانی و موضوع دوست داشتن بکار برده و البته بد نیست که برای خوندنش گذری هم به دوران کودکی داشته باشیم.
جملات این داستان بی نقص هست و تو کمتر کتابی نمونه اش رو دیده بودم. شخصیت شازده کوچولو که نمونه همه دوستی و عشق ورزیدن هاست، شاعرانه و صمیمانه خلق شده و در پایان داستان که منجر به جدایی از راوی میشه حس تعلیق به خواننده القا میکنه. کلا این سبک رو می پسندم و این شخصیت پردازی را دوست دارم.
این کتاب هم مثل خیلی از آثار دیگه تو زبان فارسی دستخوش ترجمه های متعددی شده، از جمله ترجمه های احمد شاملو، محمد قاضی، ابوالحسن نجفی و بابک اندیشه که دوتای اولی رایج تر هستن.
قسمت های انتخابی از کتاب:
«اگر کسی گلی را دوست داشته باشد که در میلیونها سیاره فقط یکی از آن وجود داشته باشد، وقتی به آن سیاره ها نگاه می کند احساس خوشبختی می کند و با خود می گوید: گل من در یکی از این سیاره هاست...»
«اگر کسی بخواهد و باهوش تر و عاقل تر از آنچه هست، به نظر برسد از حقیقت دور می شود.»
«چه سیاره عجیبی! یکدست خشکی و تیزی و شوری! آدمهایش هم که اصلا قوه تخیل ندارند و هر چه می شنوند همان را تکرار می کنند... در سیاره من گلی بود که همیشه اول او حرف می زد...»
«جاده ها همیشه به آدمها می رسند.»
«بدان که هر چیزی را به چشم دل بهتر می توان دید تا به چشم سر. آنچه اصل است از چشم سر پنهان است.»
نویسنده: اسکات فیتس جرالد
مترجم: کریم امامی
چاپ هشتم: 1390
تعداد صفحات: 288
انتشارات نیلوفر ، 5500 تومان
نیک کاراوی برای ادامه زندگی از غرب به شرق آمریکا می آید و در جایی به نام لانگ آیلند همسایه فرد ثروتمند و مرموزی می شود که بخاطر برپایی مهمانی های باشکوه مشهور است. در لانگ آیلند زوج جوانی به اسم های تام و دی زی که با نیک فامیل هستند را می بیند. رفته رفته با گتسبی آشنا می شود و به این پی می برد که گتسبی سال های قبل با دی زی آشنا بوده و مهمانی هایی که برپا می کند بخاطر دستیابی به عشقش دی زی است. در یکی از روزها که همگی در هتلی جمع شده اند بین گتسبی و تام درگیری بوجود می آید و گتسبی با دی زی به دستور تام زودتر به خانه می روند. در جاده دی زی که پشت اتومبیل است تصادفا مایرتل معشوقه تام را زیر می گیرد و بدون توقف به راه خود ادامه می دهند. تام نزد ویلسون همسر مایرتل می رود و قاتل را گتسبی معرفی می کند و ویلسون بلافاصله گتسبی را بقتل می رساند. نیک به عظمت و عشق گتسبی پی برده و از دوستان شرقی دوری می جوید و به غرب برمی گردد...نویسنده: ویلیام شکسپیر
مترجم: ابوالقاسم خان ناصرالملک
چاپ سوم: 1370
تعداد صفحات: 127 ، نشر اسپادانا

مولف: محمد حقوقی
چاپ شانزدهم: 1386
تعداد صفحات: 320
انتشارات نگاه
سپهری تا مرز شندن صدای پای آب هیچگاه در شعر خود در استفاده از هنر نقاشی که هنر دیگر اوست، چه از نظر تصویر و چه از لحاظ بیان منفک نشده است. ص 16
خواننده شعر سپهری، سطر به سطر شعر را می خواند و پیش می رود و به اصطلاح حال می کند تا به آخر رسد. چون شعر، در حقیقت یک خط طولانی است. یک جاده مستقیم. و چون چنین است، این سطور، که گاه مسیر چندین موج تصویرند، با یکدیگر گره نمی خورند و در هم فرو نمی روند و گرد خود نمی پیچند و لاجرم هیچگاه نیز از حالت طولی و افقی خود بدر نمی آیند. ص 29
این کتاب سومین کتاب از مجموعه شعر و زمان ما هست که قبلا اولین مجموعه رو معرفی کرده بودم. بر خلاف دو کتاب قبل در بخش سوم کتاب نقد موفق ترین شعر ها دیده نمیشه و بجاش مقاله و نوشته هایی از شاعران و منتقدان مختلف جایگزین شده.
مجموعه شعر و زمان ما خاصه دانشجویان و شاعران هست،لذا بخش نخست بسیار تخصصی و موشکافانه توسط مولف نوشته شده، البته موفق ترین اشعار شاعر هم درونش جای داده شده که خرید کتاب رو برای همه علاقمندان جلب می کنه.
شعر های سپهری از صدای پای آب تا حجم سبز دوست داشتنی ترین اشعارند چرا که بی پرده سروده شده و صمیمیت و سادگی فوق العاده ای رو دارن، و پیچیدگی و زبان مبهم دفاتر قبلی رو به فراموشی می سپارند. شعر صدای پای آب و کل اشعار دفتر حجم سبز را بی نهایت دوست می دارم.
نویسنده: رضا قاسمی
چاپ دهم: 1390
تعداد صفحات: 207
انتشارات نیلوفر، 4500 تومان
داستان روشنفکر ایرانی و گروهی دیگر از ایرانیانی که به فرانسه تبعید شده و در طبقه ششم آپارتمانی مستقل زندگی می کنند. واقعیت این رمان انسان هایی است که در جستجوی آزادگی و رهایی بوده و بی آنکه خود ارتباط مناسبی بایکدیگر برقرار کنند با خود بیگانه شده و به بیماری "خودویرانگری" دچار شده اند...
کتابی است که جنبه های هنری، سیاسی و مذهبی را داراست. کتاب سختی بود با تعریف هایی که ازش شنیدم برای من در قسمت هایی غیرقابل تحمل و دشوار میشد و کمتر باهاش ارتباط برقرار می کردم. پایان داستان هم خیلی ناگهانی اتفاق می افته و جای سوالات و ابهامات زیادی در ذهن خواننده بجا میگذاره که ویژگی بیان و نثر کتاب این رو ثابت می کنه یعنی غیرخطی بودن داستان و تو در تو بودنش و در بسیاری از رویدادها نتیجه گیری رو به عهده خواننده واگذار می کنه، که تاثیرگیری مشخصی از بوف کور داشته یعنی همون فضای سرد، خودآزاری و خوفناکی.
درک کتاب برای پناهندگان ایرانی در فرانسه باید خیلی روشنتر باشه و ارتباط واضح تری با جریانات رمان داشته باشند. با همه ابهامات زبان نویسنده صمیمی است و جملات زیبایی در کتاب به چشم میاد. رمان آقای قاسمی جوایز متعددی از جمله بنیاد گلشیری رو به ارمغان آورده.
قسمت های انتخابی از کتاب:
«منظره ویرانی آدم ها غم انگیزترین منظره دنیاست. ببینی کسی مثل طاووس می رفته، حالا مرغ نحیفی است، پرش ریخته، ببینی کسی خود را ملکه ای می پنداشته و تو را بنده زرخرید، حالا منتظر گوشه چشمی است به او بکنی، ببینی...»
«مدتی بود که اینجا و آنجا، هرازگاهی، دست خدا از آستین مردان خدا بیرون می آمد و سر کسانی را که کافر حربی بودند گوش تا گوش می برید. و من که از هراس آن دست ها خانه پدری را ترک کرده و به پایتخت آمده بودم، آن دست ها که در کشور به قدرت رسید کشور را هم ترک کرده و به اینجا آمدم، اما حالا می دیدم که آن دست ها روبه روی منند. در اتاقی درست چسبیده به اتاق من!»
«خدایا تو مرا از شر دوستانم حفظ کن خودم از پس دشمنانم بر میایم»
چند روز بعد نوشت: همچنین بخوانید مطالبی از رضا قاسمی و کتابش در ( + ) .